آداب عزاداری
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد.







۱) سیاهپوشی :

از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) وائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .






۲) تسلیت گویی :

اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد.

(سفینةالبحار، ج۲، ص۱۸۸ )

* این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همدیگر را تسلیت می دهند.

* امام باقر (علیه السلام ) : وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد .

(مستدرک الوسایل،ج۲،ص۲۱۶)






۳) تعطیلی کار در روز عاشورا :

امام صادق (علیه السلام ) : کسی که روز عاشورا را تعطیل کند ، یعنی عقب کسب و کارش نرود و به کوری چشم بنی امیه که روز عاشورا را متبرک می دانستند، اگر کسی برای معیشت روزانه اش هم فعالیتی نکند، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد و کسی که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فردای قیامت که برای همه روز هول و ترس است برای او روز شادی خواهد بود.

(امالی شیخ صدوق ، ص۱۲۹)






۴) زیارت و زیارت خوانی :

علقمة بن حضرمی از امام باقر (علیه السلام ) در خواست نمود که مرا دعایی تعلیم بفرما که از راه نزدیک یا دور و از خانه ام در این روز (روز عاشورا ) بخوانم .

امام فرمودند : ای علقمه ! هرگاه خواستی (دعا بخوانی ) دو رکعت نماز بخوان بعد از آن این زیارت (عاشورا ) را بخوان .

پس اگر تو این زیارت را بخوانی ، دعا کرده ای به آنچه که ، ملائکه برای زائر حسین (علیه السلام ) دعا می کنند و خداوند صد هزار هزار درجه برای تو بنویسد و مثل کسی هستی که با حسین (علیه السلام ) شهید شده باشد تا مشارکت کنی ایشان را در درجات ایشان و شناخته نشوی مگر در جمله شهیدانی که شهید شده اند با آن حضرت و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین (علیه السلام ) را از روزی که شهید شده است .

(مصباح المتهجد ، ص۷۱۴)

اگر می توانید زیارت عاشورای معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانید و اگر وقت ندارید برای صد لعن و صد سلام ، زیارت عاشورای غیر معروفه را که در اجر و ثواب با زیارت معروفه یکسان است ، هر روز بخوانید. (هر دو زیارت در مفاتیح الجنان هست.)






۵) تباکی و گریستن :

در حدیث قدسی آمده که خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرموند : ای موسی ! هر یک از بندگانم در زمان شهادت فرزند مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (روز عاشورا) گریه کند یا حالت گریه به خود بگیرد و بر مصیبت سبط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تعزیت گوید همواره در بهشت خواهد بود. (مستدرک سفینه البحار، ج۷، ص۲۳۵)






۶) برگزاری مجالس عزاداری :

امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مجلس گرفتن شما را من دوست می دارم . در مجالس خود « امر ما را » زنده بدارید . خداوند رحمت کند کسی که امر ما را زنده بدارد. (وسایل الشیعه، ج۱۰، ص۲۳۵)






۷) نماز جماعت ظهر عاشورا :

سید الشهداء و یاران با وفای او همه کشته راه نماز شدند.از این رو در زیار ت مطلقه امام حسین خطاب به امام

می گوییم : اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر .

۱ تا ۷ سوگنامه عاشورا ، ص ۸۰ ۶۷






۸) باید مقداری از لذائذ زندگی را که از خوردن و نوشیدن و حتّی خوابیدن و گفتن بدست می آید ترک نموده ( مگر آن که لازم باشد ) و دیدار با برادران دینی را ترک کرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهد.و مانند کسی باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است .

* امام صادق (علیه السلام) : در روز (عاشورا) از کارهای لذتبخش دوری شود و آداب و سنن سوگواری بر پا گردد و تا زوال خورشید از خوردن و آشامیدن خودداری شود و بعد از آن همان غذایی خورده شود که سوگوارن می خورند.

(میزان الحکمه ، ج۸ ، ص۳۷۸۳)

یکی از علما می فرمودند : از روز ۷ محرم که آب را بر امام حسین (علیه السلام) بستند تا روز عاشورا سعی کنید آب نیاشامید، نوشیدنی های دیگر بیاشامید ولی به احترام آقا و اهل بیتش آب نیاشامید.






۹) رعایت اخلاص:

عزاداری را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعی کنیم این کارها را با نیتی خالص و برای رضای خدا انجام داده و در خلوص خود نیز صادق باشیم. زیرا کار کوچکی که با نیت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از کارهای زیادی است که خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتی اگر چندین هزار برابر باشد. و این مطلب بخوبی از عبادتهای حضرت آدم علیه السّلام و شیطان فهمیده می شود ، زیرا عبادتهای چندین هزار ساله شیطان او را از جاودانگی در آتش نجات نداد ولی یک توبه حضرت آدم علیه السّلام باعث بخشش خطا و برگزیدن او شد.

در هنگام انجام اعمال نیز باید مواظب باشد که ریاء و دوستیِ ستایش مردم در نیت او وارد نشود.






۱۰) در آخر روز عاشورا زیارت تسلیت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلی ...اصلاح حال و پذیرش عزاداری را از خداوند خواسته و از کوتاهی خود معذرت بخواهد. ۸ تا۱۰ ترجمه المراقبات ، ص۵۳ ۴۷







آداب عزاداری امام حسین(ع)

آنچه در پی می آید متن پیاده شده سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در روز پنج شنبه ۱۲ آذرماه جاری است که در آن پیرامون آداب و بایدها و نبایدهای مراسم عزاداری امام حسین(ع) سخن گفته است.

آنچه در پی می آید متن پیاده شده سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در روز پنج شنبه ۱۲ آذرماه جاری است که در آن پیرامون آداب و بایدها و نبایدهای مراسم عزاداری امام حسین(ع) سخن گفته است. وی همچنین درباره برخی کارهای ناروا و غلط در سوگواری های حسینی از جمله عمل نامناسب و ناشایست قمه زنی تذکراتی داده است. گفتنی است این مطلب از سایت درس هایی از قرآن انتخاب شده که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

در محضر مبارک امت حزب الله هستیم و در آستانه محرم .۸۹ من بیست نکته برای محرم یادداشت کردم. تذکراتی است که اگر گوش داده شود مفید است. از خودم هم نیست. یا از قرآن است یا از روایات است یا از فتوای مراجع.

یکی اینکه بانیان عزاداری اگر نذر روز خاص دارند، کاری نمی شود کرد. یعنی شکر روز تاسوعا را نمی شود عاشورا شربت داد. تاسوعا برای تاسوعا است، عاشورا برای عاشورا. اگر نذر کردید کاری نمی شود کرد. اما اگر نذر نکردید، همین طور می خواهید خرج بدهید این خرج ها را تقسیم کنید. یک مدیریت بکنید. مسئله مدیریت را قدیم فکر می کردیم برای استاندارها و فرماندارها است. اخیرا متوجه شدیم که حتی کوچک ترین چیز مدیریت می خواهد.

مثلا این خلبان های هواپیماهای مسافربری دو تا خلبان دارد. شکمشان مدیریت دارد. یعنی اگر این کتلت می خورد و گوشت می خورد باید او نان و پنیر بخورد. چون اگر هر دو کتلت بخورند، دو تا خلبان، یک وقت گوشت مسموم باشد، حال هر دو خلبان به هم می خورد، هواپیما پایین می افتد. یعنی شکم هم مدیریت می خواهد.

چه غذایی و چه ساعتی خورده شود. تمام بیماری ها را نمی گویم. اما بخشی از بیماری ها به خاطر این است که ما در غذا خوردن مدیریت نداریم. صبح بلند می شود می گوید: به نظرم سردی ام کرده. چای دارچین می خورد. بعد می گوید: گرمم شد، خیار می خورد. دو مرتبه می گوید: سردم شد، زنجیل می خورد. باز می گوید: گرمم شد، کاهو می خورد. باز می گوید: گرمم شد هندوانه می خورد. درحالی که اگر هیچ چیزی نخورد، خوب می شود.






مدیریت در مراسم عزاداری

مسائل عزاداری هم مدیریت می خواهد. یک مرتبه همه می خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر امام حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ می گوید نه پدران ما ساعت یازده بیرون می رفتند، آقا پدران شما اشتباه می کردند. بی وقت در خیابان طبل می زدند مردم اذیت می شدند.

امام صادق به یک نفر گفت: چرا خانه ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی ات خوب است، یک خانه بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پدرم و جدم در این خانه بوده اند. گفت: اگر پدر و جد تو کار خلاف کرد، تو هم باید کار خلاف بکنی؟ پدر و جدت نداشتند. تو که وضعت خوب است!!

بنابراین در اینکه کی بازار برویم، کی در خیابان برویم. چه طبلی استفاده کنیم باید مدیریت شود. مثلا گاهی نگاه می کنی جمعیت خیلی نیست اما اینقدر طبل است که شهر را تکان می دهد. من نمی گویم طبل نباشد، می گویم باید تناسبی باشد. ساعت طبل زدن، تعداد طبل ها با مقدار جمعیت، همین طور چند تا طبل برمی دارند می زنند و نه شعری، نه مرثیه ای، نه سخنرانی ای، نه گریه ای، نه آدمی، همین طور فقط هی طبل می زنند. اینها کارهایی است که امام حسین دوست ندارد. مردم آزاری است. من از بیان امام(ره) شنیدم فرمود: قرآن خواندن هم اگر مردم آزاری باشد، گناه است. قرآن خواندن این طور است تا چه برسد به طبل!

نذرهای شما اگر نذرهای خاصی نیست، تقسیم کنید. حالا دهه دوم شما، روز بعد از عاشورا غذا بدهید. اینقدر غذا نفله می شود، چون همه نذر کردند روز عاشورا بدهند. شما مگر نمی خواهی به امام حسین هدیه کنی، بگو: حسین جان من سه روز بعد از شهادت پلو می دهم. آبگوشت می دهم. ثوابش برای تو. امام حسین هر وقت به ایشان هدیه کنی می پذیرد. چه عاشورا، چه غیر عاشورا. البته باید عاشورا حماسه اش سر جایش باشد. روز عاشورا فرق می کند. اما نه به مقداری که غذاها حرام شود. آیت الله العظمی مکارم می فرمود: حاجی هایی که روز عید قربان مکه گوسفند می کشند، اگر گوشتش حرام می شود، به ایران تلفن کنند، کسی برایشان بکشد. البته حالا امسال گفتند، گوسفندها را به پاکستان فرستادند. به هر حال اسراف حرام قطعی است. اگر کسی روز خاصی را نذر نکرده تقسیم کند.

مجالس هم همین طور است. یکی دهه اول، یکی دهه دوم، یکی دهه سوم، به هر حال یک طوری نباشد یک شب همینطور قدم به قدم تکیه، بعد از یک هفته هیچی، مثل سیل یکبار می آید و می ایستد. این باران نم نم اثرش بیشتر است.






بایدها و نبایدهای عزاداری

در مجالس باید چند تا اصل مراعات شود:

۱) احیای امر اهل بیت. حدیث داریم در مجالس عزاداری «احیوا أمرنا» (بحارالانوار/ج۱/ص۲۰۰) یعنی امور ما اهل بیت باید زنده باشد. این آقا که بالای منبر رفت، این شعار را که خواند چه چیزی زنده شد؟ آیه ای تفسیر شد؟ تاریخ کربلا مطرح شد؟ موعظه ای شد؟ چه مطرح شد؟ این شاعر این شعری که خواند مردم چقدر رشد کردند؟ بعضی شعرها در شأن اهل بیت نیست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچه اش می گوید: دورت بگردم. چشمات کمونه، ابروت کمونه، قدت قشنگه، آیا مثلاً ابالفضل این است؟! شعری که خوانده می شود باید در آن رشد باشد. منبری باید حرف هایش رشد داشته باشد.

پس اول زنده شدن امور اهل بیت. باید کاری کنیم که اهل بیت زنده شوند و حرفشان، فکرشان، فرهنگشان احیا شود.






۲) معرفت و بصیرت. آدم در جلسه که می آید اگر با سیزده آمد، وقتی از حسینیه برمی گردد باید نمره اش ۱۴ باشد، پانزده باشد. بگوید: یک چیزی فهمیدیم که تا حالا نشنیده بودیم. حدیث داریم هرکس مسجد می رود باید هشت تا چیز بدست بیاورد. یکی از این هشت تا این است: «و علما مستطرفا» (بحارالانوار/ ج۷۵/ص۱۰۸) «مستطرف» یعنی تازه، هر کس مسجد می رود باید حرف تازه یاد بگیرد، یعنی چه؟ یعنی باید پیشنماز هر روز مطالعه کند. شما اگر پای تلویزیون دیدی از من استفاده نمی کنی خاموش می کنی، یک کانال دیگر می روی. «و علما مستطرفا» علم تازه، معرفت تازه باید معرفت و بصیرت باشد.






۳) باید عشق آفرین باشد. عشق آفرین، یعنی باید مطالبی که گفته می شود، عشق مردم را به امام حسین بیشتر کند.






۴) تعلیم احکام؛ اینها باید یک تابلو شود تا در همه هیئت ها بزنند. یعنی باید هر منبری یک فقه هم بگوید. چون خیلی وقت ها کارهای ما اشکال دارد.

امام حسین وقتی کربلا آمد، زمین کربلا را خرید. چرا؟ به خاطر مسأله فقهی. فرمود: زمین مردم است. من در زمین مردم نمی خواهم شهید بشوم و نباید خون من در زمین غصبی ریخته شود. زوارها که زیارت من می آیند، پا در زمین مردم نگذارند. ببین امام حسین زمین کربلا را خرید که مسائل فقهی مراعات شود.

در کوفه و شام به زینب کبری صدقه دادند. فرمود: صدقه به سید حرام است. یعنی چه؟ یعنی در اوج کارها باید مواظب مسائل شرعی بود. صدقه حرام است. می شود به دیوار مسجد میخ کوبید؟ باسمه تعالی نه! حرام است. می خواهیم سیاه پوش کنیم، نکن. سیاه پوش مستحب است اما خراب کردن دیوار مسجد حرام است.

خدا دکتر بهشتی را رحمت کند. من خدمت این شهید مظلوم بودم. از چند تا کشور آمده بودند با ایشان صحبت می کردند. از کشورهای مختلف صحبت می کردند، یک مرتبه گفت: آقایان الآن وقت نماز است. با اجازه! الله اکبر! نماز اول وقت. با کفش در مسجد می آییم. می خواهیم سینه بزنیم. این کار را نکنید. من می خواهم گوسفند بکشم، شتر بکشم در خیابان. آقا شتر بکش. خدا اجرت بدهد. اما چرا وسط خیابان؟ این شتر رم می کند. گاو و گوساله رم می کند. خونش می ریزد. اگر بارندگی شود، این آب با خون مخلوط می شود. کفش مردم نجس می شود. در مسجد می روند، در حسینیه می روند، در خانه هایشان می روند، کشتن شتر کار خوبی است. اما وسط خیابان کار خوبی نیست. هرچیزی در جایی. شما اگر چای را در آفتابه بکنی، هیچکس نمی خورد. هم شربت خوب است، هم لیوان خوب است. یعنی باید کارهای ما در ظرف خودش باشد. شتر کشتن، گوسفند کشتن کار خوبی است اما وسط راه کشتن کار خوبی نیست. یک جای دیگر بکشید وسط راه نباشد.






۵) پاسخ به شبهات، یک سری شبهه پیش می آید. شبهه می کنند و این شبهه ها را باید جواب داد.

الآن این وهابی ها راجع به عزاداری می گویند: عزاداری کجای قرآن نوشته است؟ این وهابی ها باید قرآن را بلد باشند. مسلمان که هستند. قرآن در سوره «اذا الشمس کورت» (تکویر/۱) آنگاه که خورشید نورش گرفته شد. «و اذا النجوم انکدرت» (تکویر/ ۲) نور ستاره ها گرفته شد. خورشید درهم پیچیده شد. چه شد، چه شد، چه شد بعد می گوید در آن روز می پرسند این دختر زنده را چرا در گور کردی؟ مسلمان ها که دختر در گور نمی کردند. مشرکین دختر زنده را در گور می کردند. دختر را ننگ می دانستند. قرآن برای دختر مشرک هم روضه خوانده است. گفته: «بای ذنب قتلت» (تکویر/۹) به چه گناهی این را کشتید؟ ببینید دختر مسلمان نیست. پدرش مشرک است. دختر هم مشرک است. اما چون مظلوم است، خدا برای مظلوم آیه آورده است.

اگر کسی مظلوم بود باید کمکش کنیم.گول خورده هایی که گفتند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! اینها با قرآن آشنا نبودند. غزه و لبنان که مسلمان هستند. ما می گوییم: حتی اگر آن طرف کره زمین به یک دختر کافری ظلم شد، ما باید از این طرف دنیا به نفع او شعار بدهیم. به چه دلیل؟ به دلیل «اذا الشمس کورت» خداوند برای دخترانی که در جاهلیت زنده در گور می رفتند روضه خوانده است.

«قتل اصحاب الاخدود» (بروج/۴) «اخدود» خد یعنی گودی. یک گودی درست کردند، مؤمنین را در گودی ریختند و سوزاندند و نشستند لب گودی و تماشا کردند. مؤمنین سوختند و اینها تماشا کردند. قرآن می گوید: مرگ بر شما که مؤمنین را زنده زنده سوزاندید.

در سوره بروج خداوند برای مؤمنینی که به ناحق از بین رفتند روضه خوانده است. این وهابی ها به ما می گویند: چرا عزاداری می کنید؟ خودشان پدرشان که می میرد و می برند زیر خاک می کنند. من نمی دانم مثلاً فرض کنید که شما چطور یک مرغ مرده را زیر خاک می کنید و هیچ گریه نمی کنید. این مادرش و پدرش مرده زیر خاک می کند، همینطور نگاه می کند.اصلاً گریه علامت این است که من عاطفه دارم. اصولاً ما دو تا چراغ داریم. عقل و عاطفه! چراغ عقل بیان است.

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

یعنی آدم حرف که می زند می فهمد که طرف چقدر عاقل است. بیان، چراغ عقل است. اشک، چراغ عاطفه است. ما نمی دانیم فلانی عاطفه دارد یا ندارد. اگر دیدیم گریه می کند، پیداست عاطفه دارد. اگر دیدیم همینطور نگاه می کند، عاطفه اش مشکل دارد.گریه فطری است. گریه عقلی است. چقدر در قرآن آیه برای گریه داریم.چقدر روایات برای گریه داریم. می گویند: چرا شما از دهه محرم عزاداری می کنید؟ فقط روز عاشورا را عزاداری کنید. آدم اگر یک غریبه که مرد یک دقیقه به احترامش صبر می کند، اما اگر مادرش مرد، مغازه را می بندد. دو روز، سه روز مرخصی می گیرد. اگر خانمش، بچه هایش، همسرش اگر همه با هم از دنیا رفتند، ممکن است ده روز، بیست روز دیگر سر کار نیاید. پس باید در هر عزاداری یک شبهه ای جواب داده شود.






۶) انتقال فرهنگ کربلا به نسل نو؛ عزاداران ما پست را به بچه هایشان بدهند. مداح به بچه اش بگوید: تو بیا بخوان. رئیس هیئت به بچه اش بگوید: تو بیا رئیس هیئت شو. به چه دلیل این حرف را می زنیم؟ به دلیل حدیث. حدیث داریم وقتی می خواهی به فقیر پول بدهی، خودت نده. به بچه ات بده بگو: تو به فقیر بده. یعنی چه؟ یعنی کمک به فقرا را به نسل بعد هم منتقل کن.

می خواهی افطاری بدهی. بگو: آقاجان من امسال می خواهم به بیست نفر افطاری بدهم. تو دانشجو هستی. تو دبیرستانی هستی. تو راهنمایی هستی. من این چیزها را می خرم تو به همشاگردی هایت بگو بیایند. که این دختر شما، پسر شما سفره بیندازد و افطاری دادن را یاد بگیرد. ما داشتیم بعضی از تجاری را که سهم امام را به مرجعش می داد، بچه هایش را می آورد، می گفت: بچه ها ببینید، این آیت الله العظمی مرجع تقلید من است. من سهم امامم را دودستی تقدیم می کنم. بعد از مرگ من شما باید سهم امامتان را به مرجعتان بدهید. یعنی این سهم امام دادن، خمس دادن، انفاق، افطاری، عزاداری، این فرهنگ را به یک نسل نو هم منتقل کنیم.






۷) بهره گیری از فرصت ها و دوری از فرصت سوزی

باید از زمان بهتر استفاده کنیم و زیاد طولش ندهیم. به نظر من بهترین عزاداری، عزاداری مقام معظم رهبری است. نمازجماعت، یک ربع تا بیست دقیقه. مداح یک ربع. سخنران نیم ساعت. دوباره عزاداری و سینه زدن یک ربع، بیست دقیقه. بعد هم بیست دقیقه هم شام می دهند. یعنی همه اینها یک ساعت و نیم طول می کشد که آدم آنجا آمد هم نماز جماعت می خواند، هم سینه زده است. هم مداحی گوش داده است. هم این واعظ یک چیزی گفته یاد گرفته است، هم شام خورده است. ما از غروب چراغ را روشن می کنیم تا یک بعد از نصف شب. محتوایش چیست؟ یک نوار کاست، یک روضه پلاستیکی، روضه پلاستیکی که ثواب ندارد. اگر شهرداری هم کامپیوترها را طوری طراحی کند که یک مرتبه ظهر که می شود همه آجرهای تهران اذان بگوید، ثواب ندارد. آنکه از حلقومت اذان می گویی ثواب دارد. اذان پلاستیکی ثواب ندارد. وگرنه ما سی، چهل هزارتا تاکسی داریم، ظهر همه رادیوشان را روشن کنند، شیشه تاکسی را هم پایین بکشند، بله تهران روی هوا می رود. موج خوبی هست. کار خوبی هست. اما ثواب برای این است که خود انسان الله اکبر بگوید. پس از زمان بهتر استفاده کنیم.






۸) سهم قرآن در کنار اهل بیت فراموش نشود. از همه منبری ها بخواهید که آقا شما دراین بیست دقیقه که منبر هستید، ۵ دقیقه اش را یک آیه قرآن برای ما تفسیر کن. ۵ دقیقه اش را یک حدیث بگو. ۵ دقیقه اش را تاریخ کربلا بگو. ۵ دقیقه اش را هم روضه بخوان. شما اگر دکان سبزی فروشی رفتی، همه پولت را ریحان گرفتی، همه پولت را تره گرفتی، همه پولت را ترب گرفتی به تو ایراد می گیرند. ما همه چیزی نیاز داریم. آدم هرچه پول دارد لحاف کرسی بخرد. هرچه پول دارد مس بخرد. هرچه پول دارد طلا بخرد. این مدیریت نیست. باید طوری باشد برنامه ها جامع باشد که انسان با کلام خدا آشنا شود. با کلام پیغمبر و اهل بیت آشنا شود، با تاریخ کربلا آشنا شود. اینها باید برنامه ریزی شود. البته بعضی جاها هست، الحمدالله! خیلی جاها هستند که دقت می کنند. سهم قرآن فراموش نشود.






۹) از متن مقتل خوانده شود. این دیگر برای روحانیون است. مقام معظم رهبری درایام عاشورا یک روز نمازجمعه آمدند. مقتل را باز کردند از روی مقتل می خواندند و توضیح می دادند. چه اشکالی دارد؟ حدیث را هم از روی کتاب بخوانید. خدا آیت الله العظمی گلپایگانی را رحمت کند. ایشان وقتی منبر می رفت، سالی چند منبر برای مردم می رفت. کتابش را باز می کرد، از رویش می خواند و تفسیر می کرد. آدم شعر را از رویش بخواند چه اشکالی دارد؟ شعر و حدیث را از رو خواندن عیبی ندارد. حالا مثلا من در تلویزیون کاغذ دستم است، به نظر شما من آدم معیوبی هستم؟ چه عیبی دارد از رویش بخواند؟ مقتل را از رویش بخوانیم که معتبر است، سند داشته باشد.






۱۰) توجه به نماز اول وقت در مراسم عزاداری

از امام حسین(ع) به نفع نماز استفاده کنیم. این هم یک مسئله مهمی است. چندتا چیز برای شما بگویم، شاید نشنیده باشید. امام حسین(ع) از مکه که می خواست حرکت کند کوفه بیاید، به یک نفر گفت: تو رسماً موذن هستی! یعنی همان کاروان خودش و خواهرش یعنی کاروان امام حسین از مکه مؤذن داشتند. این یک مورد. ابوثمامه که ظهر عاشورا به امام حسین(ع) گفت: آقا ظهر شده! امام حسین دعایش کرد. عصر تاسوعا که به خیمه ها حمله کردند، امام حسین فرمود: جنگ را فردا بیندازید. امشب شب عاشورا است. من نماز را دوست دارم. «أنی أحب الصلاه » (لهوف/ ص ۸۹) من نماز را دوست دارم. ظهر عاشورا می گویند:علی اکبر اذان گفت.

امام حسین نمازش شکسته بود. چون دوم محرم رسید، دهم شهید شد. دوم تا دهم هشت روز است، مسافر هشت روزه نمازش شکسته است. نماز شکسته جمعاً سی و پنج تا، چهل تا کلمه است. دراین سی و پنج تا کلمه سی تا تیر به امام حسین رها کردند. یعنی هر یک کلمه«مالک یوم الدین» یک تیر. «ایاک نعبد» یک تیر. این یعنی چه؟آن وقت آیا می شود عزادار امام حسین نسبت به نماز، عاشق نباشد؟ مسأله نماز فراموش نشود. هم ظهر عاشورا، هم شب عاشورا، در عزاداری ها اول نماز، اول نماز، اول نماز ، اول نماز، اول نماز!






۱۱) برای مبارزه با طاغوت و ظلم و استکبار استفاده شود. به مردم بگوییم، اصلاً این که شما می گویید زیربار نمی رویم، مذاکره نمی کنیم، یعنی مبارزه با طاغوت پرچم دارش امام حسین است. یعنی زیر سم اسب می روم، اما زیر بار زور نمی روم.

مادر من فاطمه است. کسی که از فاطمه شیر خورده و در دامن فاطمه رشد کرده بله قربان به یزید نمی گوید قرآن می گوید:می دانید شما چه کسی هستید؟ شما فرزند حضرت ابراهیم هستید. «مله أبیکم ابراهیم» (حج/۸۷) آیه قرآن است.«أنا و علی بن أبی طالب أبوا هذه الامه» (بحارالانوار/ج ۶۳/ص ۸) پیغمبر فرمود: من پدر شما هستم. دخترهای ما باید بدانند مادرشان فاطمه زهرا است. پسرهای ما باید بدانند پدرشان علی بن ابی طالب است. ما یک پدر معنوی داریم. بنابر این باید احساس غرور کنیم و هرگز زیر بار نرویم.

اگر شما می خواهی وضو بگیری. یک کسی آب به شما می دهد. یک شیشه آب به شما می دهد می گوید: بیا وضو بگیر. اگر می دانی منت درآن است، اسلام می گوید:تیمم کن نماز بخوان. آبی که درآن ناز است. با آن وضو نگیر. یعنی چه؟ یعنی تو باید عزیز باشی. کسی حق ندارد سرکوفت بزند. من جهازیه تو را دادم! من پولت دادم درس خواندی. اگرکسی منت بگذارد... حتی قرآن داریم:«لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی» (بقره/ ۴۶۲) اگر کمک به کسی کردید، به زبان نیاور. به زبان بیاوری ثوابش می پرد. حتی زن به شوهر بگوید: من لباس هایت را شستم. من برایت غذا درست کردم. اجرش از بین رفت. مرد بگوید که: من برایت طلا خریدم. من تو را مشهد، عمره، کربلا بردم. چرا من می گویی؟ رزقش بوده است.

بنابر این سعی کنید من نگویید. من خرج می دهم. این هیئت رئیسش من هستم! من که آمد خدا پاک می شود. خدا شریک قبول نمی کند.

از امام حسین برای وحدت استفاده کنید. الله اکبر چه قدرتی است! هیچ قدرتی در کشور ما مثل امام حسین همه گروه ها را یکجا جمع نمی کند. درحزب ها تکه تکه می شوند. در انتخابات رئیس جمهوری، مجلس، شورای شهر تکه تکه می شوند. در سلیقه ها تکه تکه می شوند. درشغل ها تکه تکه می شوند. حتی در نماز مردم تکه تکه می شوند. یک عده این مسجد می روند، یک عده آن مسجد می روند. تنها جایی که همه پیراهن سیاه می پوشند و همه یک کلام می گویند: یا حسین عزاداری آن حضرت است امام حسین توانست یک وحدتی به وجود بیاورد، از این وحدت استفاده کنیم.






۱۲) ساخت حسینیه درکنار مسجد

حسینیه نسازید مگر کنار مسجد. امام حسین بنده خدا بود. به خاطر اطاعت از خدا رفت شهید شد.

ما یک مهمان داشتیم، می گفت: در فلان روستا حسینیه ساخته اند بالای دو میلیارد تومان. حضرت عباسی امام حسین راضی است؟ ما حسینیه هایمان در سال چند شب باز است؟ کدام عاقل برای یک گونی آرد یک نانوایی درست می کند؟ چرا ما به اسم دین برای سه شب عزاداری یک حسینیه می سازیم؟ کنار مسجد یک جا بسازید که اگر جمعیت زیاد شد در حسینیه بروند. البته بخش حسینیه جدا باشد. چون گاهی وقت ها در مسجد نمی توانند بیایند، در حسینیه بروند. در حسینیه عزاداری کنند، سینه بزنند. شام بدهند. مراسمشان در حسینیه باشد. ولی این حسینیه درش به مسجد باز باشد. چند منظوره باشد یک حسینیه می سازید مستقل دور از مسجد، تازه از شب اول محرم هم خیلی جاها روضه نیست. خیلی حسینیه ها از شب پنجم، ششم شروع می شود. من حسینیه های تهران را بعضی هایش را می شناسم. نمی گویم همه. بسیاری از حسینیه های تهران در طول سال آن استفاده هایی که باید شود، نمی شود. آنوقت شما می دانید سی هزار روستا داریم مسجد ندارد؟ سی هزار روستای بی مسجد! خود امام حسین باشد چه می کند؟ حسینیه باید وصل به مسجد باشد و همچنین عباسیه، زینبیه، مهدیه، یعنی تکه تکه اش نکنیم. همه زورمان را باید روی خانه خدا بگذاریم، همه هم بنده خدا هستند. حضرت مهدی بنده خداست. پیغمبر، بنده خداست. گفتند: «عبده»، «عبده و رسوله» عبد است. محور مسجد باشد. براساس مسجد، کنار مسجد یک سالن بسازند، حسینیه که اینها به هم کمک کنند.

۱۳) توجه کنیم در عزاداری وهن شیعه نباشد. بعضی از عزاداری ها وهن شیعه است. البته حالا ممکن است، گوش ندهند من قیامتی دارم و آن آقایی هم که گوش نمی دهد قیامتی دارد. حداقل من می توانم در قیامت یقه اش را بگیرم.

یک مشت قمه زن لجوج داریم که اینها از بعضی مراجع هم فتوا گرفتند که قمه جایز است. اولا بعضی از علما می گویند: جایز نیست. مثل مقام معظم رهبری. او هم که می گوید: جایز است، قمه زدن نه واجب است نه مستحب. فوقش در فتوا می گوید: جایز است. ما می گوییم، این آقایی که اینقدر شاخ و شانه می کشد برای قمه زدن که بعضی از آقایان می گویند: جایز است، خوب احترام فتوای مراجع سر جایش. جایز است. ولی ما یک سؤال می کنیم نگفته که مستحب است. نگفته که واجب است. از این آقای قمه زن سؤال می کنیم. سهم شما (یعنی قمه زن) در نمازجمعه چیست؟ در سال چند بار نمازجمعه می روید؟ در نماز جماعت چیست؟ سهم شما در فقرا چیست؟ سهم شما در زکات چیست؟ سهم شما برای دخترها و پسرهایی که همسر ندارند چیست؟ در ازدواج جوان های فقیر چیست؟ سهم شما در رشد علمی چیست؟ همه را خط می کشد و روز عاشورا می خواهد قمه بزند. کجای این، دین است؟ نمازجمعه مستحب، نماز جماعت مستحب، کمک به فقرا واجب، زکات واجب، ازدواج جوان ها واجب، یعنی واجبات را اعتنا نمی کنیم، و اصرار داریم که حتماً قمه بزنیم. نباید اینطور باشد که تلویزیون آمریکا، اروپا مرتب عکس و فیلم قمه زن ها را نشان بدهد، بگوید: شیعه ها، این اصول گراها، این ولایت فقیهی ها اینطور هستند. الان می دانی شیعه را به چه می شناسند؟ در کره زمین شیعه یعنی مقاومت و این به خاطر هشت سال، بسیجی های ما، ارتشی های ما، امت ما هشت سال مقاومت کردیم، بعد از این هم سید حسن نصرالله و بچه های لبنان مقاومت کردند. بعد هم غزه! به خاطر مقاومت شیعه مطرح شد. ما باور نمی کردیم اندونزی اینقدر شیعه داشته باشد. گروه گروه دارند شیعه می شوند به عنوان اینکه شیعه مظهر مقاومت است. شیعه را به مقاومت می شناسند.

حالا شما یک استکان خون روی صورتت بریزد یا نریزد. این علامت چیست؟ شما چند وقت جبهه بودی؟ در کدام خطر مقاومت کردی؟ ارزش ما به تقوا است. ارزش ما به مقاومت است. ارزش ما به علم است. ارزش ما به این اختراعاتی است که جوان های علمی ما می کنند. ایران یعنی مبتکر، ایران یعنی در همه مسابقات می رود مدال طلا می آورد. ایران یعنی روزبه روز در هر کجا حرف می زنیم مطرح می شویم. الان سی سال از انقلاب می رود، یک قمه زن به من بگوید: آقا به خاطر قمه من اسلام پیش رفت. یک نمونه بگوید، اگر اسلام پیش رفته است، به خاطر ولایت فقیه بوده است. به خاطر هشت سال مقاومت ایران بوده است. به خاطر سیدحسن نصرالله و لبنان و فلسطین و غزه و اینها بوده است. اسلام هر کجا پیش رفته است به خاطر یا علم بوده، یا ابتکار بوده، یا مقاومت بوده است. با قمه تا حالا هیچ کس پیش نرفته است.

حالا در عین حال کسی می خواهد لجبازی کند، لجبازی کند. قرآن به پیغمبر می گوید: پیغمبر تو بگو، «و ان تولوا» (بقره/۷۳۱) در قرآن «تولوا» زیاد است. یعنی بگو، یک عده هم گوش نمی دهند. کلمه «و ان تولوا» در قرآن زیاد آمده است. یعنی پیغمبر غصه نخور. تو بگو یک عده هم گوش نمی دهند. ولی من غصه می خورم، کسانی که راجع به انواع واجبات و انواع مستحبات هیچ کتابی نمی نویسند، یک مرتبه از مرجع تقلیدش نپرسیده که آقا مثلا در این کار ما چه کنیم؟ ولی راجع به قمه کتاب چاپ می کند، بروشور چاپ می کند. تبلیغ می کند. شمشیرهایشان را تیز می کنند. به قمه زن ها می گویم. بروید بالا خودتان را بکشید. بروید در سر کوه، بروید در چاه، پایین و بالا هر کاری بکنید، هیچ کس نگفته قمه واجب است. هیچ کس هم نگفته مستحب است. فوقش بعضی می گویند جایز است. ما می گوییم: تازه جایز است چند دقیقه؟ یک روز عاشورا. قمه زدن می دانید چقدر طول می کشد؟ یک دفعه چنین می کنند تمام می شود می رود. یعنی برای یک دقیقه در یک روز، تمام سال دارند فعالیت می کنند که قمه زدن را رشد بدهند. آن وقت برای واجباتی که در طول سال، در طول ماه، در طول هفته، همیشه واجب است. برای واجبات و مستحبات همیشه تلاش نیست. این کار را نکنید. وهن شیعه نباشد که تلویزیون اروپا قمه زدن ما را نشان بدهد. به ریش ما بخندند. ممکن است نماز هم بخوانیم اما به ریش ما بخندند. ما نماز می خوانیم. ولی نماز را قرآن می گوید. گفته: «اذا نودی للصلاه » (جمله/۹) وقتی «و اذا نادیتم الی الصلاه اتخذوها هزوا» (مائده/۸۵) ممکن است به اذان ما هم بخندند، منتها اذان را آیه داریم. نماز را آیه داریم. ما در واجبات فکر خنده دیگران نیستیم. اما در چیزی که نه واجب است، نه مستحب، چرا یک کاری می کنید به ما بخندند؟

۱۴) حرمت علم و عالم حفظ شود. این طور نباشد پای مداح بنشینیم عالم که می رود سخنرانی کند، از پای منبرش بلند شویم یا وقت خوب را به مداح بدهیم، وقت بد را به عالم بدهیم! حرمت علم باید حفظ شود.

۱۵) تلاوت قرآن در لابلای عزاداری توسط قاریان خوش صدا. در همه محله ها قاری خوش صدا هست. بیایند آیات شهادت را در عزاداری بخوانند. «ولنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع» (بقره/۵۵۱) «قتلوا فی سبیل الله» (آل عمران/۹۶۱) آیات جبهه و جنگ را در عزاداری خوش صدا بخواند و همینطور پخش شود، مردم راه بروند و گریه کنند. چه اشکال دارد؟ نه اینکه مداح را حذف کنیم. یعنی هم مداحی باشد و هم این آیات قرآن را در خیابان مطرح کنیم.





قرآن کریم و گریه و عزاداری برای سیدالشهداء(ع)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود ...






عزای جن و انس بر حسین(ع)

داستان ذبح شدن سالار شهیدان در صحرای کربلا از چنان عظمتی برخوردار است که تمام پیامبران پیشین را به سوگ خود نشانده است. خاتم الانبیاء پیامبراعظم(ص) نیز از لحظه ای که قنداقه حسین(ع) را به دستان مبارکش دادند تا پایان عمر شریفش بارها و بارها بر پاره تنش گریست. فاطمه زهرا سیده زنان عالمیان نیز از زمانی که نوید داشتن فرزندی به نام حسین را از پدرگرامیش و نیز صدای «اناالمظلوم» حسینش را در رحم شنید، بر مظلومی او اشک بارید. ملائکه مقرب و امامان معصوم نیز بر آن حضرت اشک ریخته اند. امام سجاد(ع) تا آخر عمر شریفش چشم از گریه برای مظلومی پدر و خاندانش برنداشت، هر آب و غذایی که درپیش رو می نهادند، اشک می ریخت. هر گوسفندی را که ذبح می کردند می گریست و می فرمود: آبش دهید. امام صادق(ع) با ورود ماه محرم خنده و تبسم بر لبان مبارکش نمی نشست. امام زمان مهدی موعود (عج) نیز بر جدش اشک می ریزد و می فرماید: «یا جداه در مصیبت تو صبح و شام ندبه می کنم و به جای اشک خون می گریم؛ «فلاندبنک صباحا و مساء ولابکین علیک بدل الدموع دما» (بحارالانوار/ ۹۸/۲۳۷ و ۳۲۰)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود، به نوحه سرایی و روضه خوانی پرداخته و چشمان خود را با درهای بهشتی گریه بر سالار شهیدان(ع) زینت می بخشند و یاد مصیبت های آن کوه صبر و استقامت را همیشه زنده نگه می دارند و با گلاب اشک، زنگار از دل می زدایند و از منظری دیگر درخت اسلام را با آب دیدگان آبیاری و مزرعه دین را از گزند خشکسالی و قحط معنویت، پاسداری می کنند. از زاویه ای دیگر می توان گفت این عزاداران حسینی بر محرومیت خود از فیض فوز در رکاب دوست با آه و ناله و به زبان حال و قال می گویند: «یا لیتنی کنت معک فافوز فوزا عظیما» (بحارالانوار/ ۹۸/ ۱۸۴)

البته آسمان و زمین، کوه و صحرا، خشکی و دریا و جماد و نبات نیز به شهادت تأویل کتاب و تصریح سنت، از این قافله سعادت، عقب نمانده و چهل شبانه روز بر شهید بی کفن کربلا گریستند، چنان که بر سر بریده در تشت یحیای زکریا اشک ریختند. (همان/ ۱۳/۱۰۴)






نگهبان اشک خود باشیم

اقتضای طبیعت آدمی این است که گاه می خندد و گاه گریه می کند. خنده و گریه دو نعمت خدادادی است که در وجود هر انسانی به ودیعت نهاده شده است؛ «و انه هو اضحک و ابکی» (نجم/۴۳) لکن عملکرد انسان ها نسبت به این دو نعمت الهی همچون دیگر نعمت ها، متفاوت بوده و هست؛ عده ای راه گم کرده، دل در گرو دنیا دارند و با روکردن دنیا و لهو و لعب، خنده های مستانه تا بناگوششان هویدا می شود و با پشت کردن آن، بند دلشان پاره شده و اشک بر دامن می ریزند، چنان که گویا سدی بر دامن کوه شکسته، حال آن که خدای سبحان چنین وابستگی و دلدادگی و مباهات به دنیا و مفاخر ومظاهر آن را تکبر و تخیل می داند و این نابسامانی عملی، روحی و روانی را مذمت می کند.»

برای آنچه از دست داده اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دل بسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر و فخرفروشی را دوست ندارد. (حدید/۲۳) و امیرمؤمنان(ع) نیز تمام زهد را دربین این دو کلمه یعنی عدم تأسف بر آنچه دست رفته از شادمانی مستانه از آنچه به دست آمده، معرفی می کند:«الزهد کله بین کلمتین من القرآن قال الله سبحانه لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم و من لم یاس علی الماضی ولم یفرح بالاتی فقد اخذ الزهد بطرفیه» (نهج البلاغه/ قصار۴۳۹)

ازسوی دیگر عده ای که همیشه قدردان و شکرگزار نعمت های خدا و دلسوز عاقبت خویش اند و نگهبان اشک خود هستند و به هر روی نمی گریند؛ می سوزند و می نالند اما نه از آن رو که دنیا از آنان دل بریده بلکه بدان سبب که دست ظلم به سوی عزیزشان گشوده شده؛ چنان که یعقوب از فراق یوسف می گریست تا آن جا که دیدگان خود را نیز فدا کرد؛«قال یا أسفی علی یوسف و ابیضت عیناه من الحزن» (یوسف/۸۴)

اینان نگهبان در دیدگان شان هستند و از هدر رفتن این نعمت بزرگ پرهیز نموده و آن را ارزان نمی فروشند؛ مواظب اند که به بهایی کم تر از بهشت و رضوان الهی نفروشند، از این رو با صاحب الزمان هم نوا شده و در سلک عزاداران حسینی در آمده و بدین طریق با جهت دادن به این عصاره وجود خویش، اصالت و صداقت ایمانی خود و نیز محبت سالار شهیدان را به اثبات رسانده و چشم امید به درگاه او می دوزند و البته پاداشی عظیم نیز درانتظار آنان است. بی تردید گریه بر مظلومیت حجت خداوند، عبادتی بزرگ است که هیچ شائبه ریا و شرک درآن راهبر نیست. لذا اگر فقط یک بار نیز کسی بر مصیبت ولی خدا بگرید، خداوند رحیم، اجر او را برخود حتم نموده است؛ «من بکی او ابکی علی مصابنا و لو واحدا کان اجره علی الله» (بحار/۴۵/ ۲۵۷)

البته اگر چه هیچ گریه ای از حیث فضیلت به پای گریه برای اباعبدالله (ع) نمی رسد، لکن گریه با فضیلت، منحصر در آن نیست؛طبق روایات متعدد گریستن از خوف و خشیت خداوند، گریه هنگام تلاوت قرآن و یا دیدن و شنیدن آیات الهی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پیامبران الهی دراین زمینه بهترین الگو هستند که خداوند متعال آنان را درکتاب جاودانه اش چنین ستوده است:آنها (پیامبران) کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتادند، درحالی که سجده می کردند و گریان بودند.» (مریم/ ۵۸) همچون آدم (ع) که از دوری جوار پروردگار خویش می گریست وحضرت نوح که در بندگی و راز و نیاز خدا نوحه گر بود و حضرت یحیی که از ترس جهنم اشک ریزان بود.

این گونه اشک ها که در برابر عظمت و آیات خداوند جلیل ریخته می شود، نشانه ایمان و فروتنی، تواضع، عبودیت و اخلاص بنده خدا و آیتی برحق محوری و شوق مؤمنان به حقایق الهی است:«و هر زمان آیاتی را که برپیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که (از شوق) اشک می ریزد، به خاطر حقیقتی که دریافته اند آنها می گویند:پروردگارا! ایمان آوردیم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس» (مائده/ ۸۳)

نتیجه آن که در آخرت میوه این اخلاص خود را می چینند و به فرموده امام صادق (ع) ایمنی از عذاب روز قیامت، پاداش گریه های صادقانه است؛ آن حضرت می فرماید:« هرچشمی روز قیامت گریان است، مگر سه چشم، چشمی که از حرام های خدا فروبسته شود، چشمی که در طاعت خدا شب را به سحر رساند و چشمی که در دل شب از خشیت خدا بگرید.» (کافی/ ۲/۴۸۲)

آری اگر انسان بداند که اشک، چه در گرانبهایی است و چه قدر انسان را در پرواز به سوی کمال مطلق سبک بال می کند و در مسیر محبت یگانه پروردگار عالمیان بر خضوع و خشوع انسان می افزاید:«آنها (بی اختیار) به زمین می افتند و گریه می کنند و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می افزاید» (امراء/۱۰۹) به یقین بر دیدگان خویش از نگهبانی وظیفه شناس بیشتر مواظبت می کند و می کوشد که آب دیدگانش را در رودی که به دریای رحمت خدا منتهی می شود سمت و سو دهد.






اشک و گناه؛ آب و آتش

آدمی دشمن قسم خورده ای همچون ابلیس لعین دارد که از هر راهی که بتواند تلاش می کند بندگان خدا را از عبودیت و نیل به کمالات الهی باز دارد و به عذاب ابدی گرفتار سازد: «سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها به سراغشان می روم و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!»(اعراف/ ۱۷)

اما پروردگاری که رحمان و رحیم است و رحمت کردن به بندگانش را بر خودش واجب کرده؛ (اعراف/۱۷) علاوه بر این که عقل و نفس لوامه به انسان عطا کرده و هزاران پیامبر و رسول و امام و راهبر دینی برای هدایت ارسال داشته تا یکی از درون و دیگری از بیرون بندگانش را به راه راست هدایت کنند، راه های بی شماری نیز برای بازگشت و شمول رحمتش در پیش پای بندگانش نهاده است و شاید به همین دلیل باشد که فرموده: مکر و حیله شیطان ضعیف است؛(نساء/۷۶) و البته بدیهی است که کید شیطان در برابر دریای رحمت پروردگار ناچیز است که هنگام گسترش آن در قیامت حتی خود شیطان نیز در رحمت او طمع می کند. همچنین ورودی های شیطان در برابر سد اخلاص مومنان و یا خروجی هایی که خداوند برای مومنان مقدر کرده است تا آن ها را بیامرزد، ناچیز است.

از جمله این راه هایی که غبار از دل گناهکاران می زداید و به آن ها حیاتی تازه بخشیده و متوجه خالق خویش می سازد، گریستن از روی آگاهی و پشیمانی از کردار ناصواب است: «پس آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! این، جزای کارهایی است که انجام می دادند.»(توبه/۸۲) تردیدی نیست که اگر این گریستن با اهدافی عالی تر همچون گریه بر سالار شهیدان همراه گردد، به آمرزش الهی نزدیک تر خواهد بود.

آری قطره های اشک برای عطشان کربلا، دریایی از غضب خدا را فرو می نشاند و نظر لطف خدا و دست آمرزش او را متوجه ناشایسته های اعمال می کند؛ امام رضا(ع) می فرماید: «من بکی علی مصاب جدی الحسین(ع) غفرالله له ذنوبه البته» (بحار/ ۴۵/۲۵۷) و به فرموده صادق آل محمد(ع) هیچ بنده ای نیست، مگر آن که روز قیامت گریان است به جز گریه کنندگان بر جدم حسین(ع) که در این صورت چشم روشن محشور می شوند.»






آسمان نیز گریست

قافله هستی در مصیبت لب عطشان کربلا عزادار و گریان است و زهی سعادت که انسان با این قافله محبت همراه و همراز شود. به شهادت روایات متعدد از اهل بیت عصمت(ع)، آسمان و زمین و هر جماد و نباتی بر امام حسین(ع) گریسته است. پیش از آن که به بیان برخی از این روایات بپردازیم لازم است، امکان گریه آسمان و زمین از دیدگاه قرآن کریم بررسی می گردد.

قرآن کریم درباره فرعونیان و ظالمان می فرماید: «نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین و نه به آنها مهلتی داده شد»(دخان/ ۲۹) این آیه شریفه صرفا کنایه از پستی فرعونیان و ظالمان نیست، بلکه حقیقتی را از عالم تکوین بیان می کند و آن این که گریه آسمان و زمین نیز مفهوم دارد، لکن اگر ظالمان حق گریز بمیرند و به خشم خداوند گرفتار آیند، آسمان و زمین به حال آنان نمی گریند.

آیات بسیاری شاهد آن است که هر آنچه در آسمان و زمین است، بنده خدا بوده و شعور و عبادت دارند:«آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می گویند و هر موجودی، تسبیح و حمد او می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید»، (اسراء/۴۴) «آیا ندیدی تمام آنان که در آسمان ها و زمینند برای خدا تسبیح می کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می داند»، (نور/۴۱) «تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، جز بنده وار به سوی خدای رحمان نمی آید» (مریم/۹۳).

البته بدیهی است که شعور و عبادت هر موجودی متناسب خلقت و شأن و رتبه خویش است و همچنان که عبادت، نماز و تسبیح در همه آنان یکسان نیست، گریه آنان نیز متفاوت است: «گفت: پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده سپس هدایت کرده است.»(طه/۲۰)

بنابراین نفی گریه آسمان و زمین بر فرعونیان در آیه شریفه، شاهد آن است که گریه آسمان و زمین معنا و حقیقت دارد، و روایات متعددی از اهل عصمت(ع) گویای گریه آسمان و زمین بر امام حسین(ع) و حضرت یحیی(ع) است.

در روایتی آمده است که یکی از دشمنان خدا و رسولش، با امیرالمؤمنین(ع) مواجه شد و گویا به قصد طعنه، آیه فوق را خواند: «فما بکت علیهم السماء و الأرض و ما کانوا منظرین» در این هنگام امام حسین(ع) از آن جا می گذشت، حضرت به امام حسین(ع) اشاره کرد و فرمود: «لکن او کسی است که آسمان و زمین حتماً بر او خواهند گریست» پس بی درنگ فرمود: «و آسمان و زمین بر هیچ کس نگریسته است، مگر بر یحیی فرزند زکریا و حسین بن علی(ع)» (بحار/۱۴/۱۶۷)

از امام زمان(عج) نیز نقل شده است که حضرت در ضمن حدیثی طولانی فرمود: «حضرت یحیی(ع) نیز ذبح شد همچنان که امام حسین(ع) ذبح شد و آسمان و زمین نگریست، مگر برای آن دو» (تفسیر نورالثقلین/۴/۶۲۸)

از امام صادق(ع) نیز چندین روایت مشابه وارد شده است که در یکی از این روایات حضرت فرمود: «بکت السماء علی الحسین(ع) اربعین یوماً بالدم؛ (همان و نیز بحار/۴۵/۲۱۵) آسمان بر حسین(ع) چهل روز خون گریست» لکن مقصود از گریه خونین آسمان ممکن است طلوع و غروب همراه با سرخی خاص و خارق العاده باشد که در شهادت حضرت رخ داده است کما این که در حدیث دیگری راوی از امام صادق(ع) می پرسد؛ مقصود از گریه آسمان چیست؟ حضرت فرمود: «با سرخی طلوع می کرد و با سرخی غروب می نمود» (تفسیر نورالثقلین/ ۴/۶۲۸، بحار/۱۳/۱۰۴)

به هر روی از گفته های اندک و ناگفته های بسیار چنین برمی آید که قافله هستی، امام حسین و کربلا را می شناسد، و مفهوم لب عطشانی و خنجر و نی را می فهمد و می داند چه کسی، با چه شرایطی و به دست چه کسانی و با چه وضعیتی به شهادت رسید و صد البته اگر کسی مفهوم این واژه های غریب را بداند، خوددار اشک خویش نخواهد بود.






اشک و محبت

قرآن کریم برعصمت، پاکی و طهارت اهل بیت(ع) و به تبع آن بر وجوب تبعیت و اطاعت از آنها و نیز دوست داشتن و محبت ورزی به آنها تاکید شده است تا آن جا که مودت و دوستی اهل بیت(ع) را مزد رسالت پیامبر اعظم(ص) دانسته و فرموده است: بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم) (شوری/ ۲۳) و ازسوی دیگر تردیدی نیست که گریه کردن و اشک ریختن در مصیبت کسی به خصوص اگر ادامه دار و دایمی باشد، نشانه دوستی و محبت به او است.

به تعبیر دیگر به یقین محب، طاقت دیدن یا شنیدن مصائب محبوبش را ندارد وبا دیدن یا شنیدن آن، دلش شعله ور شده و می گرید؛ چنان که در روایات نیز شادی شیعیان و پیروان ائمه(ع) هنگام شادی آنها و محزون شدن شیعیان هنگام حزن آنان ازعلائم شیعیان و دوست داران شمرده شده است: (بحارالانوار/ ۱۰/۱۱۴) مسمع بن عبدالملک گوید: روزی امام صادق(ع) به من فرمودند: هیچ می شود که حسین(ع) را یاد کنی و آنچه بر او روا شده را متذکر شوی؟! عرض کردم: بله فرمود: آیا ناله و گریه هم می کنی؟! عرض کردم: آری والله، به یاد مصائبش اشک می ریزم آنقدر که اهل و عیالم اثر آن را در من می بینند و دست از غذا می کشم حتی اثر آن در سیمای من دیده می شود.

امام (ع) فرمود: خدا رحمتت کند و اجر گریه هایت را بدهد، بدان که تو از زمره کسانی هستی که بر ما می گریند و در شادی ما مسرور و در غم و ماتم ما محزون هستند، بدان که تو هنگام مرگ و احتضار، حضور پدرانم را در نزد خود مشاهده خواهی کرد و توصیه آنها به فرشته مرگ را نسبت به مدارا با تو خواهی دید و آن چه بشارت و سروری که از مشاهده آنان به تو می رسد نیکوتر خواهدبود و فرشته مرگ بر تو از مادری مهربان، مهربان تر خواهدبود.

تا اینکه حضرت فرمود: هیچ کس از روی مهر و محبت و به خاطر آن مصیبت ها که بر ما رسیده است، نمی گرید مگر آن که قبل از آن که اشک او خارج شود، رحمت خدا شامل حالش می گردد و هنگامی که اشکش بر گونه های او می غلطد، اگر قطره ای از آن بر جهنم بچکد، حرارتش را فرو می نشاند تا آنجا که گرمی برآن یافت نمی شود. مسمع گوید حضرت فضایل بسیاری برای گریه بر امام حسین و اهل بیت(ع) فرمود تا اینکه فرمود: هیچ چشمی برما نمی گرید مگر آنکه دیدن کوثر بر آن دیده نعمت داده می شود و از کوثر همراه دوستان ما می نوشد. وسائل/ ۱۴/۵۰۷)
1:28 am
تاریخ اینترنت

اتحاد جماهیر شوروی آن زمان موشکی با نام «اسپونیک» (Spotnik) را به فضا می‌فرستد و نشان می‌دهد دارای قدرتی است که می‌تواند شبکه‌های ارتباطی آمریکا را توسط موشک‌های بالستیک و دوربرد خود از بین ببرد. آمریکایی‌ها در پاسخگویی به این اقدام روس‌ها، موسسه پروژه‌های تحقیقی پیشرفته “ARPA” را به‌وجود آوردند. هدف از تاسیس چنین موسسه‌ای پژوهش و آزمایش برای پیدا کردن روشی بود که بتوان از طریق خطوط تلفنی، کامپیوترها را به هم مرتبط نمود.





به طوری که چندین کاربر بتوانند از یک خط ارتباطی مشترک استفاده کنند. در اصل شبکه‌ای بسازند که در آن داده‌ها به صورت اتوماتیک بین مبدا و مقصد حتی در صورت از بین رفتن بخشی از مسیرها جابه‌جا و منتقل شوند. در اصل هدف “ARPA” ایجاد یک شبکه اینترنتی نبود و فقط یک اقدام احتیاطی در مقابل حمله احتمالی موشک‌های اتمی دوربرد بود. هر چند اکثر دانش امروزی ما درباره شبکه به‌طور مستقیم از طرح آرپانت “ARPPA NET” گرفته شده‌است. شبکه‌ای که همچون یک تار عنکبوت باشد و هر کامپیوتر ان از مسیرهای مختلف بتواند با همتایان خود ارتباط دااشته باشد واگر اگر یک یا چند کامپیوتر روی شبکه یا پیوند بین انها از کار بیفتادبقیه باز هم بتوانستند از مسیرهای تخریب نشده با هم ارتباط بر قرار کنند.

این ماجرا با وجودی که بخشی از حقایق به‌وجود آمدن اینترنت را بیان می‌کند اما نمی‌تواند تمام واقعیات مربوط به آن را تشریح کند. باید بگوییم افراد مختلفی در تشکیل اینترنت سهم داشته‌اند آقای “Paul Baran” یکی از مهمترین آنهاست. آقای باران که در دوران جنگ سرد زندگی می‌کرد می‌دانست که شبکه سراسری تلفن آمریکا توانایی مقابله با حمله اتمی شوروی سابق را ندارد. مثلاً اگر رییس جمهور وقت آمریکا حمله اتمی متقابل را دستور دهد، باید از یک شبکه تلفنی استفاده می‌کرد که قبلاً توسط روس‌ها منهدم شده بود. در نتیجه طرح یک سیستم مقاوم در مقابل حمله اتمی روس‌ها ریخته شد.آقای باران (Baran) تشکیل و تکامل اینترنت را به ساخت یک کلیسا تشبیه کرد و معتقد بود، طی سال‌های اخیر هر کس سنگی به پایه‌ها و سنگ‌های قبلی بنا اضافه می‌کند و انجام هر کاری وابسته به کارهای انجام شده قبلی است. بنابراین نمی‌توان گفت، کدام بخش از کار مهمترین بخش کار بوده‌است و در کل پیدایش اینترنت نتیجه کار و تلاش گروه کثیری از دانشمندان است. داستان پیدایش اینترنت با افسانه و واقعیت در هم آمیخته شده‌است.

در اوایل دهه ۶۰ میلادی آقای باران طی مقالاتی پایه کار اینترنت امروزی را ریخت. اطلاعات و داده‌ها به صورت قطعات و بسته‌های کوچکتری تقسیم و هر بسته با آدرسی که به آن اختصاص داده می‌شود به مقصد خاص خود فرستاده می‌شود. به این ترتیب بسته‌ها مانند نامه‌های پستی می‌توانند از هر مسیری به مقصد برسند. زیرا آنها شامل آدرس فرستنده و گیرنده هستند و در مقصد بسته‌ها مجدداً یکپارچه می‌شوند و به صورت یک اطلاعات کامل درمی‌آیند.

آقای باران (Baran) طی مقالاتی اینچنینی ساختمان و ساختار اینترنت را پیش‌گویی کرد. او از کار سلول‌های مغزی انسان به عنوان الگو استفاده کرد، او معتقد بود: وقتی سلول‌های مغزی از بین بروند، شبکه عصبی از آنها دیگر استفاده نمی‌کند و مسیر دیگری را در مغز انتخاب می‌کند. از دیدگاه وی این امکان وجود دارد که شبکه‌ای با تعداد زیادی اتصالات برای تکرار ایجاد شوند تا در صورت نابودی بخشی از آن، همچنان به صورت مجموعه‌ای به هم پیوسته کار کند. تا نیمه دهه ۶۰ میلادی کسی به نظرات او توجه‌ای نکرد. تا اینکه در سال ۱۹۶۵ نیروی هوایی آمریکا و«آزمایشگاه‌های بل» به نظرات او علاقه‌مند شدند و پنتاگون با سرمایه‌گذاری در طراحی و ساخت شبکه‌ای براساس نظریات او موافقت کرد.

ولی آقای باران (Baran) بنابر دلایلی حاضر با همکاری با نیروی هوایی آمریکا نشد. در این میان دانشمندی با نام تیلور (Tailon) وارد موسسه آرپا (ARPA) شد. او مستقیماً به آقای هرتسفلد رییس موسسه پیشنهاد کرد: (ARPA) آرپا هزینه ایجاد یک شبکه آزمایشی کوچک با حداقل چهار گره را تامین کند که بودجه آن بالغ بر یک میلیون دلار می‌شد. با این پیشنهاد تیلور تجربه‌ای را آغاز کرد که منجر به پیدایش اینترنت امروزی شد. او موفق شد در سال ۱۹۶۶، دو کامپیوتر را در شرق و غرب آمریکا به هم متصل کند. با این اتصال انقلابی در نحوه صدور اطلاعات در دنیای ارتباطات رخ داد که نتیجه آن را امروز همگی شاهد هستیم. این شبکه به بسته‌هایی (packet) از داده‌ها که به وسیله کامپیوترهای مختلف ارسال می‌شدند اتکا داشت. پس از انکه ازمایشها سودمندی انرا مشخص کردند سایر بخش‌های دولتی و دانشگاهها پژوهشی تمایل خود را به وصل شدن به ان اعلام کردند . ارتباطات الکترونیکی به صورت روشی موثر برای دانشمندان و دیگران به منظور استفاده مشترک از داده‌ها در امد. در همان زمان که ARPAnet در حال رشد بود تعدادی شبکه پوشش محلی (LAN) در نقاط مختلف آمریکا به وجود امد. مدیران LANها نیز به وصل کردن کامپیوترهای شبکه‌های خود به شبکه‌های بزرگتر اقدام کردند . پروتوکل اینترنت ARPAnet IP زبان استاندارد حکمفرما برای برقراری ارتباط کامپیوترهای شبکه‌های مختلف به یکدیگر شد.تاریخ تولد اینترنت به طور رسمی اول سپتامبر ۱۹۶۹ اعلام شده‌است. زیرا که اولین “IMP” در دانشگاه “UCLA” واقع در سانتاباربارا در این تاریخ بارگذاری شده‌است.

از اوایل دهه ۱۹۹۰ رشد استفاده از اینترنت به صورت تصاعدی افزایش یافت . یکی از علل چنین استقبالی ابزار جستجویی مانند Gopher و archie بوده‌است اما اینها در سال ۱۹۹۱ تحت تاثیر word wide web قرار گرفتند که به وسیله CERN یا ازمایشگاه فیزیک هسته‌ای اروپا ساخته شد . با ان که اینترنت از ابتدا طوری بود که مبادله اطلاعات برای تازه واردان بسیار ساده باشد. بزرگترین جهش در وب در سال ۱۹۹۳ با عرضه نرم‌افزار موزاییک mosaic که نخستین برنامه مرورگر وب گرافیکی بود به وجود امد. برنامه موزاییک محصول تلاش دانشجویان و استادان بخش "مرکز ملی کاربردهای ابر کامپیوتر " در دانشگاه ایلینویز آمریکا بود. برای نخستین بار موزاییک امکانات اشاره و کلیک (به وسیله موش) را فراهم کرد. کاربران می‌توانستند صفحات وب (web page) یا مجموعه‌ای از متن و گرافیک را کنار هم بگذارند تا هر کسی که میخواست انها را بتواند روی اینترنت ببیند. وقتی با موش روی کلمه‌ها یا تصاویر خاصی که hyper link نامیده می‌شد کلیک می‌کردند برنامه موزاییک به طور خود کار یک صفحه دیگر باز می‌کرد که به کلمه یا تصویر خاص و کلیک شده اختصاص داشت. بهترین بخش این سیستم انجا بود که hyper linkها می‌توانستند به صفحاتی روی همان کامپیوتر یا هر کامپیوتر دیگر اینترنت با خدمات وب اشاره کنند. صفحات وب هر روز متولد می‌شدند و مفهوم موج سواری یا surfing روی وب متولد شد. اواسط سال ۱۹۹۴ سه میلیون کامپیوتر به اینترنت وصل شده بود و در ان هنگام اجرای عملیات اهسته نشده بود. صفحات جدید وب که شامل همه چیز از اسناد دولتی تا مدارک شرکت‌ها و مدل‌های جدید لباس بود در سراسر دنیا چندین برابر شد . موزاییک و جانشینان ان مانند navigator محصول شرکت " نت اسکیپ " اینترنت را از قلمرو علمی به میان مردم اوردند. طبق اخرین امار ۵۱ درصد کاربران بعد از سال ۱۹۹۵ وارد این محیط شده‌اند. میلیون‌ها انسانی که از اینترنت استفاده می‌کنند نیازی ندارند که نکات فنی مانند TCP/IP را بدانند . امروزه شرکتهای خدمات دهنده اینترنت یا ISP این کار را به عهده دارند.رشد روز افزون ان و ساده تر شدن استفاده ان همچنان ادامه دارد . هر چه تعداد مردم بیشتری به اینترنت رجوع کنند تعداد شرکت‌های سازنده برنامه‌های اینترنت بیشتر می‌شود.با انکه بعضی از عاشقان اینترنت ان را نوعی شیوه زندگی می‌دانند. در نظر بیشتر کاربران منبع سرگرمی اطلاعات است ولی بیشترین مصرف ان پست الکترونیکی یا همان email است که یکی از ابزارهای ارتباطی کار امد به شمار می‌رود. پیامها از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر با سرعت پرواز می‌کنند و منتظر میمانند تا شخص فرصت خواندن انها را پیدا کند . وب امکانات خوبی برای کپی از نرم‌افزارهای مجاز از لحاظ کپی فراهم میسازد. وقتی که می‌بینیم که در مدت کوتاهی اینترنت به چنین رشدی نایل آمده است، مطمئناً دشوار خواهد بود که آینده او را پیش بینی کنیم. طبق نظر کارشناسان ماهانه ۱۰ درصد به تعداد کاربران اینترنت افزوده می‌شود ولی تعداد دقیق کاربران که روزانه از آن استفاده می‌کنند مشخص نیست. هرچند که پاره‌ای از کارشناسان تعداد آنها را تا ۹۰۰ میلیون نفر حدس می‌زنند. تعداد رسمی کاربران اینترنتی را در سال ۲۰۰۰ کارشناسان ۵۰۰ میلیون نفر اعلام کرده بودند.

قطعاً در سال‌های آینده تحولات شگرفی را در زمینه شبکه‌های اینترنتی شاهد خواهیم بود. به‌وسیله اینترنت انسان به راه‌های جدیدی دست پیدا کرد. در کنار این شانس جدید توسط اینترنت، باید بگوییم خطراتی نیز در رابطه با سیاست و اقتصاد و علم به دنبال خواهد داشت. فرم امروزی اینترنت مدیون همکاری تمام کاربران اینترنت در سرتاسر گیتی است که با این تصور که اطلاعات موجود در سطح جهان را به راحتی با یکدیگر مبادله کنند. این تصوری بود که آقای باران(Baran) از اینترنت داشت و امیدواریم در آینده نیز تکامل اینترنت در این مسیر باشد.




کاربردهای امروزی

اینترنت انعطاف پذیری بیشتری را در مورد ساعتهای کاری و موقعیت جغرافیایی فراهم می‌سازد بویژه با گسترش اتصالهای پرسرعت و نرم‌افزارهای کاربردی وب. امروزه اینترنت تقریباً از همه جا و به طرق مختلفی قابل دسترسی است، بویژه از طریق دستگاههای متحرک اینترنتی (Mobile Internet Device)، تلفن همراه، جعبه‌های بازی دستی(Handheld Game Console) و مسیریابهای سلولی(Cellular Routers) که به کاربران اجازه می‌دهد که هرکجا شبکه‌های بی سیم وجود دارد به اینترنت متصل شوند.





با وجود محدودیت اندازه صفحه کوچک دستگاههای جیبی، خدمات اینترنت مانند وب و پست الکترونیک قابل استفاده‌اند. اینترنت همچنین بازار بزرگی برای شرکتها شده‌است. برخی از بزرگترین شرکتهای دنیا با بهره گیری از ماهیت کم هزینه تبلیغات و دادوستد اینترنتی (که به دادوستدالکترونیک(E-Commerce) مشهور است) بزرگ شده‌اند.این سریعترین راه برای انتشار همزمان اطلاعات بین افراد متعدد است. اینترنت متعاقباً راه و رسم خریدکردن را نیز متحول ساخته‌است. به عنوان مثال یک فرد می‌توانند کالایی مانند یک لوح فشرده(CD) را به صورت برخط(Online) سفارش داده و ظرف چند روز آن را از طریق پست دریافت کند و یا مستقیماً آن را در رایانه‌اش بارگیری(Download) نماید.اینترنت همچنین امکانات بزرگی برای بازاریابی شخصی (Personalized Marketing) به ارمغان می‌آورد و بیشتر از هر رسانه تبلیغاتی دیگری به یک شرکت امکان تبلیغ خصوصی محصول برای یک فرد و یا گروهی از افراد را می‌دهد.از نمونه‌های بازایابی شخصی می‌توان به اجتماعات برخطی چون Facebook، Orkut، ،Twitter، Friendster، Myspace و مشابه آنها اشاره کرد که هزاران کاربر به عضویت آنها در می‌آیند تا خود را تبلیغ کنند و به صورت برخط دوست بیابند. بسیاری از آنها نوجوانان و جوانان بین ۱۳ تا ۲۵ سال هستند.وقتی که آنها خود را تبلیغ می‌کنند، علایق و سرگرمی‌های خود را نیز تبلیغ می‌نمایند و شرکتهای بازاریابی برخط(Online Marketing) نیز از آن سود می‌جویند تا به اطلاعاتی در مورد اینکه هریک از این کاربران معمولاً جه کالاهایی را به صورت بر خط می‌خرند، دست یابند و محصولات شرکت خود را برای کاربران مورد نظرشان تبلیغ کنند.

به اشتراک گذاری آنی و کم هزینه ایده‌ها، دانش و مهارت‌ها، با کمک نرم‌افزارهای تشریک مساعی (Collaborative Software) کارهای مشارکتی را بسیار آسانتر نموده‌است. گروهها نه تنها می‌توانند به ارزانی ارتباط برقرار کنند و ایده‌ها را به اشتراک بگذارند، بلکه در وهله اول به دلیل دسترسی بسیار گسترده اینترنت تشکیل گروهها آسانتر می‌شود.مثالی از این موضوع، جنبش نرم‌افزار آزاد است که محصولاتی چون لینوکس، فایرفاکس موزیلا و اپن‌آفیس بوجود آورد. "گپ" اینترنتی چه به شکل اتاقهای گپ IRC و چه به شکل پیام رسانی فوری (Instant Messaging) به همکاران اجازه می‌دهد که به راحتی ضمن کارکردن پشت رایانه هایشان با یکدیگر در تماس باشند. پیام‌ها حتی راحت تر و سریعتر از سیستم پست الکترونیکی مبادله می‌شوند. این سیستم‌ها می‌توانند به گونه‌ای توسعه یابند که امکان مبادله فایل و یا تماس تصویری را نیز به کاربران ارائه دهند.(مانند Yahoo Messenger)

سیستمهای کنترل نسخه (Version Control) به گروه‌های همکاری کننده اجازه می‌دهد که بر روی اسناد اشتراکی کار کنند، بدون اینکه تصادفاً کار یکدیگر را رونویسی کنند و یا منتظر رسیدن اسناد به دستشان باشند تا بتوانند کار خود را بر روی اسناد انجام دهند. تیم‌های تجاری و پرژه‌ای می‌توانند تقویم‌ها را نیز در کنار اسناد و اطلاعات به اشتراک بگدارند. چنین هماهنگی‌هایی در طیف وسیعی از موضوعات مانند پژوهشهای علمی، تولید نرم‌افزار، برنامه ریزی کنفرانس وفعالیتهای سیاسی صورت می‌گیرد. همکاریهای سیاسی و اجتماعی با گسترش دسترسی به اینترنت و افزایش سوادرایانه‌ای افزایش می‌یابد. از رویدادهای فلش ماب در اوایل ۲۰۰۰ تا استفاده از شبکه‌های اجتماعی در اعتراضات به انتخابات ۲۰۰۹ در ایران. اینترنت به افراد این امکان را می‌دهد که به طرز بسیار موثر تری از هرروش دیگری با هم کار کنند.

اینترنت امکان دسترسی از راه دور به رایانه‌های دیگر و انباره‌های اطلاعات در هرجای دنیا که باشندرا به کاربران رایانه می‌دهد. آنها می‌توانند برای این کار، در صورت نیاز، از فناوریهای امنیتی، رمزنگاری و احراز هویت نیز استفاده کنند. مثلاً یک حسابدار که در منزل خود نشسته‌است می‌تواند حسابرسی دفاتر شرکتی را که در کشور دیگری قرار دارد، بر روی سروری که در کشور سومی قرار گرفته و توسط متخصصینی در کشور چهارم نگهداری می‌شود، انجام دهد ویا یک کارمند اداره می‌تواند در هر جای دنیا که باشدمی تواند یک نشست میزکاردور (Remote Desktop) رااز طریق اینترنت و یک شبکه خصوصی مجازی (VPN) ایمن به رایانه‌اش در اداره باز کند.



خدمات

اطلاعات

بسیاری از افراد واژه‌های "اینترنت" و "وب جهان گستر"(یابه صورت کوتاه "وب") را به جای هم بکار می‌برند، حال آنکه این دو واژه معناهای متفاوتی دارند. وب جهان گستر مجموعه‌ای جهانی از اسناد و تصاویر و سایر منابعی است که به وسیله ابرپیوندها با یکدیگر ارتباط منطقی دارند و با استفاده از شناسه‌های منبع یکنواخت (به انگلیسی: Uniform Resource Identifier) ویا به اختصار URI مورد مراجعه قرار می‌گیرند. URIها به ارائه دهندگان اجازه می‌دهد که سرویسها و مشتریان را به صورت سمبولیک مشخص نمایند. تا مکان یابی و آدرس دهی وب سرورها، سرورهای پرونده و سایر پایگاه داده‌هایی که اسناد را ذخیره می‌کنند و همچنین عرضه دسترسی به منابع از طریق پروتکل HTTP، اصلی‌ترین پروتکل حامل وب، را ممکن سازند.HTTP تنها یک از صدها پروتکلی است که روی وب استفاده می‌شود. وب سرویسها نیز می‌توانند از این پروتکل برای ارتباط استفاده کنند.

مرورگرهای وب جهان گستر مثل اینترنت اکسپلورر مایکروسافت، فایرفاکس، اپرا، سافاری اپل، و گوگل کروم با استفاده از ابرپیوندهای تعبیه شده درون صفحات، به کاربران امکان می‌دهند از یک صفحه وب به صفحه دیگرگردش کنند. این اسناد ممکن است ترکیبی از داده‌های رایانه‌ای شامل گرافیک، صدا، متن ساده، ویدیو، چندرسانه‌ای و محتوای تعاملی شامل بازی، برنامه‌های اداری و نمایشهای علمی باشد. از راه پژوهشهای اینترنتی برپایه جستجوی کلیدواژهها با استفاده از موتورهای جستجوی وب مثل یاهو و گوگل کاربران می‌توانند به سرعت و سادگی به حجم گسترده و متنوع اطلاعات بر خط دسترسی داشته باشند. در مقایسه با دانشنامههای چاپی و کتابخانههای سنتی، وب جهان گستر امکان عدم تمرکز اطلاعات را فراهم ساخته‌است. وب همچنین به افراد و سازمانها توانایی انتشار ایده‌ها و افکارشان را برای شماربسیاری از مخاطبین بالقوه با هزینه وتاخیر زمانی کمینه می‌دهد. انتشار یک صفحه وب، وب نوشت، یا ساخت یک وبگاه هزینه اولیه بسیار پایینی دارد و سرویسهای رایگان نیز وجود دارند، هرچندکه انتشار و نگهداری وبگاه‌های بزرگ و حرفه‌ای بااطلاعات جذاب، متنوع و به روز هنوزمشکل و پرهزینه‌است. بسیاری از افراد، شرکتها و گروهها از وب نوشت هاکه به گستردگی برای یادداشت‌های روزانه به روزشدنی به کارمی روند نیز استفاده می‌کنند.برخی از سازمانهای تجاری کارکنان خود کارکنان خود را تشویق می‌کنند که در حوزه تخصص خود توصیه‌هایی را در وبگاه ارائه دهند، به این امید که با دانش تخصصی و اطلاعات رایگان، بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قراردهند وبه شرکت خود جذب کنند. نمونه این روش در مایکروسافت دیده می‌شود که نرم‌افزارنویسان این شرکت، وب نوشت‌های شخصی خود را منتشر می‌کنند تا علاقه عمومی را نسبت به کارشان بینگیزند.

تبلیغ برخط در صفحات وب پربیننده می‌تواند سود زیادی در برداشته باشد. دادوستدالکترونیک یا فروش محصولات مستقیماً از طریق وب نیز به رشد خود ادامه می‌دهد. در روزهای نخست وب، وبگاه‌ها تنها مجموعه‌ای از پروندههای متنی اچ تی ام‌ال(HTML) کامل شده و منزوی بود که بر روی وب سرورها ذخیره می‌شدند. به تازگی وبگاه‌ها توسط نرم‌افزارهای مدیریت محتوا و ویکی و با محتوای اولیه اندک ساخته می‌شوند. مشارکت کنندگان سیستم پایگاه داده‌های اصلی را توسط صفحات ویرایشگری که به همین منظور ساخته شده‌اند با محتوای مورد نظر پر می‌کنند، حال آنکه بازدیدکنندگان تنها شکل نهایی HTML صفحات را می‌بینند. پروسه گرفتن محتوای جدید و دردسترس قرار دادن آن برای بازدیدکنندگان مورد نظر ممکن است شامل سیستم‌های سردبیری، تاییدی و امنیتی باشد.



ارتباط

پست الکترونیک یکی از سرویسهای ارتباطی مهم در دسترس بر روی اینترنت است. مفهوم فرستادن پیامهای متنی الکترونیکی که به گونه‌ای به نامه‌ها و یادداشتهای پستی می‌ماند، قدمتی بیش از اینترنت دارد. امروزه یکی از مسایلی که می‌تواند حائز اهمیت باشد درک تفاوت بین پست الکترونیک اینترنتی و سامانه‌های پست الکترونیکی داخلی است. یک نامه الکترونیکی اینترنتی ممکن است از شبکه‌های مختلفی عبورکند و بر روی ماشینهای مختلفی به صورت رمزنشده دخیره شود که از کنترل فرستنده و گیرنده نامه کاملاً خارج اند. دراین مدت کاملاً امکانپذیر است که این نامه توسط اشخاص ثالثی محتوای آن خوانده و یا حتی دستکاری شود. سامانه‌های پست الکترونیکی کاملاً داخلی که در آن نامه هاهرگزازمحدوده شبکه داخلی سازمان خارج نمی‌شوند بسیار ایمن تر هستند، هر چند که در هرسازمانی کارکنان فناوری اطلاعات و یا پرسنل دیگری هستند که شغلشان در ارتباط با نظارت و گاهی دسترسی به نامه‌های دیگران است. تصاویر و اسناد و سایر پرونده‌ها نیز می‌تواند به صورت پیوست نامه الکترونیک فرستاده شود. نامه‌های الکترونیکی را می‌توان به چندین نشانی پست الکترونیکی رونوشت نمود.

تلفن اینترنتی نیز سرویس ارتباطی دیگری است که با پیدایش اینترنت امکانپذیر شد. صدا روی پروتکل اینترنت(VoIP) نام پروتکلی است که زیر بنای همه ارتباطات تلفنی اینترنتی است. ایده آن در اوایل دهه ۱۹۹۰ همراه با برنامه‌های واکی-تاکی گونه برای رایانه‌های شخصی ظهور کرد. در سالهای اخیر سیستمهای VoIP سادگی استفاده و راحتی تلفن‌های معمولی را پیدا کرده‌اند. فایده این کار ان است که چون ترافیک صدارااینترنت حمل می‌کند، VoIP هزینه بسیار کمی دارد و حتی می‌تواند رایگان باشد. به ویژه برای آن دسته از اتصالات اینترنت که همیشه برقرارند (مانند مودم کابلی یا ADSL) گزینه مناسبی است. VoIP در حال پخته شدن و تبدیل شدن به رقیب جایگزینی برای سیستم‌های تلفن سنتی است. هم‌کنش‌پذیری بین عرضه کنندگان مختلف بهبود یافته و امکان برقراری و یا در یافت تماس با تلفن‌های معمولی نیز به وجود آمده‌است. کارتهای شبکه ساده و ارزان VoIP نیز در دسترس هستند که نیاز به وجود رایانه برای استفاده از VoIPرا ازبین می‌برند.

کیفیت صدا از یک تماس تا تماس دیگر تغییر می‌کند، اما غالباً کیفیت برابر یا بهتر از تلفن معمولی است. مشکلاتی که برای VoIP باقی می‌مانند، گرفتن شماره تلفن‌های اظطراری و قابلیت اطمینان است. در حال حاضر تعدادی از ازائه دهندگان VoIP سرویس شماره‌های اظطراری را ارائه می‌دهند اما هنوز به صورت جهانی در دسترس نیست. تلفن‌های سنتی انرژی را از خط تلفن می‌گیرند و در صورت قطع برق می‌توانند همچنان عمل کنند. برای VoIP این امکان بدون استفاده از منبع تغذیه پشتیبان برای تغذیه تجهیزات تلفن و دسترسی به اینترنت، وجود ندارد. VoIP همچنین محبوبیت روز افزونی بین علاقه‌مندان بازیهای کامپیوتری به عنوان شکلی از ارتباط بین بازیکنان می‌یابد.



انتقال داده

اشتراک فایل نمونه‌ای از انتقال مقادیر بزرگ داده از طریق اینترنت است. یک فایل رایانه‌ای را می‌توان به صورت پیوست نامه الکترونیکی به دوستان و همکاران فرستاد. می‌توان آن را دریک وبگاه ویا اف تی پی سرور( FTP Server) بارگذاری (Upload) نمودتا به آسانی توسط دیگران بارگیری(Download) شود. می‌توان آن را در یک "مکان مشترک" در یک کارسازپرونده(File Server) قرار دارد تا به سرعت و آسانی در اختیار همکاران قرار گیرد. بار سنگین بارگیریهای شمار زیاد کاربران را می‌توان با به کاربردن کارساز(سرور)های آینه و شبکه‌های تظیر-به-نظیر کاهش داد. دسترسی به فایل را می‌توان از طریق تصدیق هویت کاربر کنترل کرد. انتقال فایل بر روی اینترنت را نیز می‌توان با رمزگذاری در پوشش ابهام قرار داد. دستیابی به فایل ممکن است در گرو پرداخت مبلغی باشد که می‌تواند توسط کارت اعتباری پرداخت شود. مبدا و اعتبار فایل از طریق امضای دیجیتال و یا MD۵ و سایر روشهای هضم پیام قابل بررسی است. این ویژگیهای ساده اینترنت در مقیاس جهانی، به تدریج تولید، فروش و توزیع هر چیزی را که قابل ارائه به صورت فایل باشد را تغییر می‌دهد که این چیزها شامل همه انتشارات چاپی، محصولات نرم‌افزاری، اخبار، موسیقی، فیلم، ویدیو، عکاسی، گرافیک و آثار هنری دیگر می‌باشد.

رسانه جریانی(Streaming Media) همان عملی است که بسیاری از پخش کنندگان صدا و سیما، به واسطه آن، برنامه‌های خودرا از طریق اینترنت به صورت زنده پخش می‌کنند.(به عنوان مثال BBC) آنها امکان دیدن برنامه‌های غیر همزمان ضبط شده را نیز به کاربران می‌دهند. گروهی از آنها صرفاً برنامه‌های خود را از طریق اینترنت پخش می‌کنند. این بدین معنی است که یک رایانه می‌تواند به این رسانه‌های برخط، شبیه به همان صورتی که پیش از این تنها از طریق گیرنده‌های رادیو و تلویزیون امکانپذیر بود دست یابد. پادکستها گونه دیگری از پخش اینترنتی هستند که فایل صوتی توسط رایانه بارگیری می‌شود و سپس به یک پخش کننده رسانه قابل حمل منتقل می‌شود تا بتوان بعداً در حرکت بدان گوش داد.

وب بین (Webcam)ها را نیز می‌توان گونه کم هزینه تر رسانه جریانی دانست. اگرچه برخی از وب بین‌ها تصویر با ترخ فریم کامل می‌دهند اما غالباً تصویر کوچک است و به کندی به روز می‌شود. کاربران اینترنت می‌توانند حیواناتی را دریک جنگل افریقایا گزارش تصویری از ترافیک در یک میدان را به صورت زنده و بی درنگ تماشا کنند و یا بر روی دارایی‌های خود از راه دور نیز نظارت بصری داشته باشند.محبوبیت اتاقهای گپ ویدیویی ویا کنفرانس تصویری نیز با افزایش تعداد کاربرانی که وب بین دارند، افزایش می‌یابد. یوتیوب در تاریخ ۱۵ فوریه ۲۰۰۵ ایجاد شد و اکنون وبگاه پیشرو در زمینه ویدیوهای جریانی است. یوتیوب از یک پخش کننده وب برپایه فلش برای پخش ویدیو استفاده می‌کند. کاربران ثبت نام کرده می‌توانند مقدار نامحدودی ویدیو را در این وبگاه بارگذاری کنند و پروفایل شخصی بسازند. یوتیوب ادعا می‌کند که کاربرانش روزانه صدها میلیون ویدیو را بارگذاری و یا تماشا می‌کنند.
ساعت : 1:28 am | نویسنده : admin | تیک تاک کلوپ | مطلب قبلی
تیک تاک کلوپ | next page | next page